رابطه روحانیت و نظام اسلامی از منظر امام و رهبری
20 بازدید
ناشر: انتشارات حوزه علمیه قم
نقش: نویسنده
سال نشر: 1391
تعداد جلد : 1
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
شماره چاپ : 1
زبان : فارسی
گزارش کتاب رابطه روحانیت و نظام اسلامی از منظر امام و رهبری این کتاب با هدف تبیین و ترسیم الگوی مطلوب رابطه روحانیت و نظام اسلامی با تأکید بر دیدگاه امام راحل و مقام معظم رهبری تدوین شده است . ضرورت و اهمیت پرداختن به این موضوع از آنجاست که با بر پایی نظام جمهوری اسلامی که نوید بخش حضور فعال دین در عرصه های سیاسی و اجتماعی بود ، فصل نوینی در مناسبات روحانیت و نظام اسلامی شکل گرفت و نظام جمهوری اسلامی که نقطه عطفی در تحولات سیاسی و اجتماعی در سطح ملی و فراملی محسوب می شد ، تحول بنیادینی را در مناسبات حوزه و روحانیت با نظام سیاسی برآمده از دین به وجود آورد و این امر موجب شد تا موضوع رابطه حوزه و روحانیت با نظام اسلامی به شکل جدی مطرح گردد .ضرورت حضور روحانیت در عرصه سیاست و برخی مناصب و مسئولیت ها از یک سو و دغدغه ترویج و تبلیغ دین و معارف اسلامی به عنوان کارکرد ذاتی روحانیت و حفظ جایگاه حوزه و روحانیت و استقلال آنها از سوی دیگر، الزامات خاصی را فراروی حوزه و روحانیت قرار داد و ضرورت تبیین و ترسیم الگوی مناسب رابطه روحانیت و نظام اسلامی را بیش از پیش آشکار نمود , از این رو برآن شدیم تا در این کتاب ، رابطه روحانیت با نظام اسلامی را با تکیه بر دیدگاه امام راحل و مقام معظم رهبری تبیین نماییم و در این راستا در پنج فصل موضوع را مورد بررسی قرار دادیم . فصل اول به تشریح مفاهیم و تبیین کلیات موضوع از جمله روحانیت ، نهاد روحانیت وگونه شناسی روحانیت ، نظام اسلامی ، حکومت دینی , مفهوم رابطه اختصاص دارد . در فصل دوم به چرایی حضور روحانیت در عرصه سیاست و ضرورت حضور آنان در برخی مناصب پرداخته شده است و در ادامه مهمترین وظایف و کارکردهای روحانیت در قبال نظام اسلامی تبیین شده و به این موارد اشاره نموده ایم ؛ تبیین و تبلیغ معارف اسلامی و تعمیق بخشیدن به ارزش های اسلامی و انقلابی ، برخورد با شبهه افکنی های دشمنان ، مقابله با جریان های انحرافی ، مبارزه با بی عدالتی و ظلم ستیزی ، تلاش برای حفظ هویت اسلامی و انقلابی ، حمایت و پشتیبانی از نظام اسلامی ، نصیحت و ارشاد ، نظریه پردازی و تبیین دیدگاه دین در حوزه های گوناگون ، نقش آفرینی در تحولات کشور و تداوم انقلاب ، پاس داشت حق انقلاب و امام ، کسب آگاهی های لازم و آگاهی بخشی به مردم ، تربیت نیروهای کارآمد و شایسته ، حفظ و تقویت وحدت ملی و اعتماد مردم به نظام اسلامی فصل سوم به تبیین مهمترین وظایف و کارکردهای نظام اسلامی در قبال روحانیت اختصاص یافته است که در این راستا به مواردی همچون ایجاد بستر مناسب به منظور ترویج و تبلیغ فرهنگ و ارزش های دینی ، بهره مندی از نظر کارشناسی روحانیت در اداره امور کشور و حمایت مالی از حوزه و مراکز دینی اشاره شده است . در فصل چهارم گونه شناسی رابطه روحانیت و نظام اسلامی و تبیین الگوی مطلوب رابطه روحانیت و نظام اسلامی از منظر امام و مقام معظم رهبری مورد بررسی قرار گرفته است و در این رابطه درابتدا با توجه به اینکه ریشه و مبنای فکری زمینه ساز شکل گیری رویکردهای مختلف رابطه روحانیت و نظام اسلامی در نوع نگاه به گستره فقه سیاسی و نظام سیاسی در عصر غیبت نهفته است ، به دیدگاههای مختلف پیرامون ولایت فقیه اشاره شده است . این دیدگاه ها محدودترین و گسترده ترین سطح تعامل روحانیت و حوزه با نظام اسلامی را در برمی گیرد . در ادامه به منظور ترسیم گستره تعامل و الگوی مطلوب رابطه روحانیت و حوزه با نظام اسلامی به گونه شناسی و بررسی رویکردهای مختلف رابطه روحانیت و حوزه با نظام اسلامی پرداختیم و به سه رویکرد کلی اشاره نمودیم ؛ رابطه تقابل آمیز ، مخالفت و معارضه جویانه میان روحانیت و نظام اسلامی ، رابطه غیر تعاملی ، غیر مسئولانه و بی تفاوتی روحانیت نسبت به نظام اسلامی و رابطه تعاملی میان روحانیت و نظام اسلامی که رابطه تعاملی دو نگاه تعامل انفعالی و واکنشی و تعامل فعال و پویا را در برگرفته و تعامل فعال نیز در دو قالب تعامل بدون حفظ استقلال روحانیت و تعامل با حفظ استقلال نهاد روحانیت مطرح شده است و هر کدام از این رویکردها مورد ارزیابی قرار گرفته است و رویکرد تعامل فعال با حفظ استقلال روحانیت به عنوان الگوی مطلوب رابطه میان روحانیت و نظام اسلامی معرفی گردیده است زیرا در قالب چنین الگویی ضمن توجه به ماهیت نظام اسلامی و روحانیت و نظر به وظایف و کارکردهای روحانیت در نظام اسلامی ، جایگاه نهاد روحانیت حفظ شده و از تبدیل شدن آن به نهادی دولتی و غیر مستقل که به کارکرد و وظایف آن لطمه وارد می نماید و جایگاه نظارتی آن را مخدوش می سازد ، جلوگیری می گردد . در ادامه با توضیح معنا و مفهوم صحیح استقلال حوزه و روحانیت از نظام اسلامی که در برابر وابستگی و فقدان استقلال قرار داد ، به برداشت نادرست از استقلال حوزه وروحانیت که آن را در مقابل تعامل و ارتباط دانسته اشاره شده است و منافات نداشتن کمک مالی نظام اسلامی به حوزه ها با استقلال حوزه ها این گونه تشریح شده است که نظام اسلامی بر اساس وظیفه و مسئولیت خویش در راستای نشر معارف دینی ، باید شرایط ، زمینه و بستر لازم آن را برای حوزه های علمیه و روحانیت به عنوان کارشناسان و متولیان ترویج دین و ارزش های دینی فراهم نماید و حوزه های علمیه و روحانیت نیز ضمن بهره مندی از این امکانات به وظیفه خویش می پردازند البته این کمک ها اختصاص به ایجاد و گسترش امور زیربنایی و تحقیقات و پژوهش و اموری از این قبیل داشته و بنابر تأکید امام و مقام معظم رهبری و روش و سیره حوزه های علمیه ، امور معاش روحانیون بر اساس همان روش سنتی و مردمی از طریق وجوهات تأمین می گردد . بررسی چالش های فراروی تعامل روحانیت و نظام اسلامی بخش پایانی مطالب این فصل را تشکیل داده است که در دو محور چالش های درونی و چالش های بیرونی و حاکمیتی تنظیم شده است . در بخش چالش های درونی روحانیت به نوع نگاه به نظام سیاسی در عصر غیبت و گستره فقه سیاسی به عنوان چالش اندیشه ای اشاره شده است و فقدان انسجام لازم در ساختار حوزه های علمیه ، فقدان نظام جامع آموزشی حوزه های علمیه ، فاصله نظام آموزشی حوزه های علمیه با انتظارها و نیازهای علمی ، فرهنگی و اجتماعی نظام و ضعف کارآمدی در برنامه درسی رسمی حوزه به عنوان چالش های عملکردی و ساختاری حوزه برشمرده شده است . در بخش چالش های بیرونی نیز به مواردی همچون ؛ مرجع رسمی نبودن حوزه در عرصه علوم و معارف اسلامی ، نادیده انگاشتن هویت متمایز علمی و آموزشی حوزه ، فقدان ساز و کار لازم برای نقش آفرینی حوزه و فقدان حضور ارگانیک حوزه در تصمیم سازیهای علمی و فرهنگی کشور به عنوان مهمترین چالش های بیرونی تعامل حوزه و روحانیت با نظام اسلامی اشاره شده است. فصل پنجم و پایانی کتاب به بررسی برخی از شبهات پیرامون نظام اسلامی ، روحانیت و رابطه این دو اختصاص دارد که به شبهاتی مانند نظریه اسلام منهای روحانیت ، تعبیر نظام آخوندی از نظام جمهوری اسلامی و تقسیم روحانیت به روحانی دولتی و غیر دولتی ، آخوند سیاسی و غیر سیاسی و تبدیل دولت دینی و حکومت دینی به دین دولتی یا دین حکومتی در نظام جمهوری اسلامی و کاسته شدن قداست روحانیت با دخالت در سیاست و حضور در برخی مناصب و پاسخگو نبودن مدیریت فقهی برآمده از نظام دینی با نیازهای روز جامعه اشاره شد و به اختصار پاسخ داده شد .